طراح صحنه در تئاتر به عنوان یک فرستنده عمل می کند. این اوست که با شناخت به عناصر و نیروهای بصری و نیز مواد و ابزاری که در اختیار دارد، پیام مورد نظر خود را به مخاطب انتقال می دهد. اما این بدین معنی نیست که طراح از نظام اجرایی مجزاست، بلکه همان طور که می دانیم تئاتر به عنوان یک هم ستاد و طراح بخشی از این جریان است و وظایفی را به عهده دارد که عبارتند از:

 صحنه پرداز باید تصویر روشنی از صحنه در ذهن و تفکر خلاق و شاعرانه که سند تاریخی و جغرافیایی دکور را متجلی می سازد، داشته باشد. این شبیه سازی باید تماشاگران را به شکل ظریف و دقیقی تحت تاثیر قرار داده و هرگز نباید معلوم و واضح باشد.

 طراح صحنه باید معلوم کند که نمایش چه معنایی برایش دارد و سپس به دقت و به تکرار با کارگردان مشورت کند تا مطمئن شود هر دو برداشتی یکسان از نمایشنامه دارند. بنابراین طراح صحنه چیزی بیش از یک محیط یا یک مکان یا حتی یک ماشین برای بازیگران و جزء لاینفک چیزی می شود که یک نمایش می خواهد پیرامون تجربه ی آدمی بگوید.

 طراح صحنه تئاتر باید ذوق و استعداد فراوان داشته باشد.

 نخست آنکه باید هنرمند باشد و مثل یک هنرمند نقاش، نسبت به قوت رنگ، خط، جرم و بافت حساس و دیگر اینکه باید تخیل قوی داشته باشد و بتواند امکانات بصری موجود در متن نمایش را درک کند و نیز

 باید اهل تئاتر و با نیروی بالقوه تئاتر و با مشکلات تئاتر، آنچه به کار تئاتر می آید و نمی آید، آشنا باشد.

او لازم است دانش تخصصی فراوانی درباره ی معماری، ساختمان، معماری داخلی، اثاث و لوازم و مواد و مصالح ساختمانی متعلق به بسیاری از ادوار مختلف تاریخ داشته باشد و باید ماخذ لازم را بشناسد تا اطلاعاتی را که در ذهن خود ندارد از آن ها بگیرد.

دیگر این که باید با لباس و نور آشنا باشد، حتی اگر این کار بر عهده ی او نباشد، زیرا باید از چگونگی تاثیرات تابش نور بر صحنه و چگونگی ترکیب و هماهنگی لباس ها با صحنه ای که طراحی کرده است، آگاه باشد.

 باید نقشه کش باشد، طوری که بتواند طرح نقشه ها را برای آنچه می خواهد بسازد، به نحوی طراحی کند که سایر سازندگان صحنه نیز بتوانند طرح او را بخوانند و به کار ببندند.

سرانجام آنکه با مواد ساختمانی و تکنیک های ساختمانی آشنا باشد، تا طرح او امکان ساخت داشته باشد و در بسیاری از موارد باید خود او در کار ساختن نظارت کند.