اصول و مبانی بازیگری (قسمت دوم)
و این درست علیه آنچه که غریزه مان در دوران طفولیت از ما خواسته بود می باشد . باید یاد بگیریم که دوباره به دوران طفولیت برگردیم و مانند کودکان تنفس کنیم . کودکان همواره از ناحیه شکم برای تنفس استفاده می کنند . ولزوم آن برای بازیگر اینست و می تواند حجم بیشتری از هوارا به درون خود هدایت کند و در نتیجه ، آنرا در مواقعی که گفتار های بلند و طولانی دارد . یا مواقعی که جمله ای را بدون مکث باید بیان کند و موارد دیگر به کار بگیرد . پس تمرین تنفس از ناحیه شکم را دائما و در هر حالی انجام دهیم تا برایمان تبدیل به عادت روزمره شود .
۳) پشت دست هارا در انتهای قفسه سینه ، روی عضلات شکم ( در دوطرف ) قرار دهید . در این قسمت امکان حرکت دنده ها بیش از جاهای دیگر قفسه سینه است . عمل دم و بازدم را انجام دهید . هنگام دم قفسه سینه می تواند کاملا منبسط شود .
۵) پس از چندین بار دم و بازدم پشت سر هم ، هوارا به درون بکشید و با ده شماره هوا را از راه دهان خارج کنید . شماره ها را با صدای بلند تکرار کنید ، این عمل را می توانید با اضافه کردن شماره ها تکرار کنید .
۷) بهترین تنفس برای بازیگر استفاده از نواحی شکم و سینه است ، این تمرین را در طی روز مرتب انجام دهید ، که اول ناحیه شکم را پر از هوا کرده و سپس نواحی فوقانی سینه را . این عمل را برای خود به یک عادت تبدیل کنید .
صامت ها و مصوت ها :
شکل و تلفظ صامت ها را می باید بر حسب مخرج آنها به انواع زیر تقسیم بندی کرد :
الف ) لبی :
( ب – پ – ۳ ) که از برخورد لب بالایی با لب پایینی تولید می شود .پرورش بیان و صدای هنرپیشه ، سیسیلی بری ، ترجمه اقتباس : محسن یلفانی
ب) لبی و دندانی :
مانند ( و – ف) که از تماس دانه های بالایی با لب پایینی تولید می شود
ج) زبانی و دندانی :
مانند ( ز- س – ذ – ص – ض – ظ ) که در اثر برخورد زبان با دندان با تفاوت های جزئی در شکل برخورد حاصل می شود .
د) زبانی و کامی :
مانند ( د – ل – ر ) که از برخورد زبان پیشکام و میانکام و پسکام تولید می شود .
ه) ملازی و زبانی :
مانند ( ک – گ – خ – ق – غ ) که در اثر برخورد زبان کوچک ، با انتهای زبان ، یا با نرم کام حاصل می شود .
و) گلویی :
مانند ( ی – ه – همزه – ع ) که با بسته و باز شدن جاکنای ( شکاف میان تار و آواها ) و با عبور از درون تارآواها تولید می شود .
مصوت :
مصوتهای بلند :
آ ، او ، ئی مصوتهای کوتاه : ـــَـ ـــِـ ــُــ
عضلانی کردن اندام های گفتاری
۲) نفس را به درون بکشید وبا تکرار مصوت های آ _ اَ _ اِ _ ئی _ اُ _ او چند بار وبا صدای آهسته نفس را خارج کنید . با دست های خود چگونگی حرکت عضلات میان دنده ها و دیافراگم را لمس کنید .
۴) ۵ بار مصوت های فوق را از صدای بالا به صدای پایین و ۵ بار بالعکس از پایین به بالا تکرار کنید .
* مهمترین اندام گفتاری ، زبان ، برخورد عضله زبان ، با دندان ها ، با لثه ها ، با پیشکام و میانکام و پسکام و ملازی ودر برخورد با هوا موجب تشکیل و تولید حروفی مثل د _ ل _ ش _ ز _ ن _ خ _ ک _ ج _ ت می شود .
۷) برای تقویت نوک عضله زبان ، حرف ( ر) را چندین بار پشت سرهم تکرار کنید . حرف ( ر) با برخورد متوالی نوک زبان ، به پس لثه های بالا تولید می شود ۵ بار بگویید ِر ِر ِر ِر ِر ِر َر شش مصوت فارسی را با حرف ( ر) ۵ بار تکرار کنید : را َر ِر ری ُر رو
· همین عمل را حرف ( ل) انجام دهید : ل ل ل ل ل ل ل ل ل ل ل
· ۵ بار بگویید : لا – لَ – ِل – لی – لُ - لو
· ۵ بار بگوئید تِ تِ تِ تِ تِ تِ تِ تِ تِ تَ تَ
· ۵ بار بگویید تا – تَ – تِ – تی – تُ – تو
· زبان در همان حالت ( ت ) نگه دارید ، اما بگویید ( د)
· ۵ بار بگویید دِ دِ دِ دِ دِ دِ دِ دِ دِ دَ
· ۵ با ربگویید دا – دَ - دِ – دی - دُ – دو
· ۵ بار بگویید نِ نِ نِ نِ نِ نِ نِ نِ نِ نَ
· ۵ بار بگویید نا – نَ – نِ – نی – نُ – نو
· ۵ بار بگوئید ک ک ک ک ک ک ک ک ک ک ک
· ۵ بار بگویید کا – کَ – کِ – کی - کُ – کو
· ۵ بار بگویید گا – گَ – گِ – گی – گُ - گو
چند بار آرواره ها را باز و بسته کنید . این حرکت باید به راحتی صورت گیرد . نباید احساس سختی و دشواری کنید برای نرم شدن آرواره ها ، حرکت جویدن را انجام دهید و در این عمل مبالغه کنید ، این تمرین را می توانید در طول روز انجام دهید .
لبها را جم کنید وبه طرف بالا ، پائین ، چپ و راست حرکت دهید .
۵ بار بگویید ب ب ب ب ب ب ب
۵ بار با صدای بلند و ۵ بار با صدای پائین ( حرکت صدا از بالا به پائین و از پائین به بالا باشد ) بگوئید .
با – بَ – بِ – بی – بُ - بو
پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ
پا – پَ – پِ – پی – پُ – پو
م م م م م م م م م م م م م م م م م م م
ما – مَ – مِ – می – مُ – مو
کلمه ( من ) را چند بار تکرار کنید که به طوریکه طنین حرف ( ن ) را در دهان و سر احساس کنید . سپس کلمات ( من _ تن _ زن _ فن ) را ابتدا تک تک و سپس سر هم ۵ بار تکرار کنید .
سپس آنرا به طور کامل ادا کنید و صامت تا زمانیکه لبها باز نشوند کامل ادا نمی شود ( م م م م م م م م م م م م م )
- حروف ( “ز” – “و” –”د” ) را هرکدام پنج بار تکرار کنید .
وووووووووووووووو
۵ بار بگویید ( زو – زا – زی – زار – زَ - زِ- زب )۵ بار بگویید ( زود - زد – زور – دزد – بز )
تمرین های زیر جهت ادای کامل و نرم مصوتها انجام دهید :
اوت vt اُت ot آت at اِیتeit ایت itاود اُد آد اِید اید
اون اُن آن اِین این
اوپ اُپ آپ اِیپ ایپ
اوب اُب آب اِیپ ایپ
اوم اُم آم اِیم ایم
اوک اُک آک اِیک ایک
اوق اُق آق اِیق ایق
اوف اُف آف اِیف ایف
اوو اُو آو اِیو ایو
اوس اُس آس اِیس ایس
اوز اُز آز اِیز ایز
اوش اُش آش اِیش ایش
اوژ اُژ آژ اِیژ ایژ
اوخ اُخ آخ اِیخ ایخ
توجه : در طول خواندن اشعار همواره مي توانيد بر روي بعضي از حروف تاكيد بگذلريد و آنها را محكم تر بيان كنيد . مثلا : دربيت
گشته ام در جهان و آخر كار دلبري برگزيده ام كه مپرس
روي حروف ( م – و س ) تاكيد بيشتري بگذاريد .
- ابيات انتخابي تان رادرحالت هاي مختلف و با صداهاي بالا و پائين ،*زير و بم و براي تعداد نفرات مختلف بخوانید مثلا براي ۵ ، ۵۰ ، ۱۰۰، ۲۰۰ ، ۳۰۰ و ….
در پايان اين مبحث يادآوري چند نكته ضروري است :
الف) تماشاگري كه صداي بازيگر را نشود و نتواند كلمات اورا خوب تشخيص بدهد اعتماد ش به آن سلب مي شود .
ب) بيان خوب نه تنها تماشاگر را جذب ميكند ، بلكه سبب تفهيم درست نمايش نيز مي گردد .
پ) هرگز كلمات خود را نجويد و از هيچ حرفي در هيچ كلمه اي به راحتي نگذريد . براي اين كار از مكالمات عادي و روز مره تان كمك بگيريد .
ت) مواظب باشيد به خطر نمايش صدا روي صحنه مبتلا نشويد ، چرا كه محصول آن فقط خود نمايي صداست و از معنا تهي ميگردد.
ث) همواره به ياد داشته باشيد زماني تماشاگر صحبت هاي شما را مي شنود و مي پذيرد كه در درجه اول شما حرف هايتان را به نحوي بشنويد و از معناي آن سردربياوريد .
- آشنايي با حواس پنجگانه :
حواس پنجگانه كه شامل : چشايي ، بينايي ، شنوايي ، بويايي و لامسه مي باشند . بايد بزگترين و مهمترين ابزار زير بناي در بازيگري دانست . كه بازيگرآن را به دو طريق مورد استفاده قرار ميدهد :الف) به طور واقعي
از اين رو لازم است كه در درجه اول آنها را شناسايي كند و پرورششان دهد تا در وحله بعد آنها را به كار ببندد .
ازآنجائيكه نيروي حواس پنجگانه در افراد يكسان نيست و شامل درجات ، قدرت و ضعف در آنها مي باشد لازم است كه اين قدرت و ضعف ها را شناسايي كنيم مثلا در بعضي از افراد حس شنوايي قوي تر از حس بينايي است و يا ذلئقه بعضي نسبت به بويايي آنان قوي تر است . به همين دليل بايد چنين وضعيتي را در موقع تمرين ها در نظر داشته باشيم .
- حس چشايي :
اولين تمرين با آنچه كه بازيگر هرروز صبح مي نوشد – چاي ،*شير ، قهوه و …. آغاز مي شود . همانطور كه قبلا گفته شد بازيگر ابتدا با نوشیدني هاي واقعي تمرين كرده ، سعي مي كند براي خود مشخص كند كه وقتي مي گويد ” اين عمل واقعي نوشيدن است ”
به كدام عناصر اشاره دارد .او وزن و جنس فنجان يا استكان ، وجود نوشيدني خاص را در داخل آن ،*درجه حرارت آن و مانند اين ها را عينا تجربه مي كند . با بلند كردن فنجان و نزديك كردن به دهان ، وزن آن بر ديگر عضلات دست تاثير مي گذارد ، گرچه اين تاثير اندك باشد . و سر انجام بوي خاص نوشيدني ،*درجه حرارت و مزه آن را تجربه مي كند .
پس از اين تجربه واقعي او اين مراحل را بدون وجود فنجان و نوشيدني تمرين مي كند . اغلب افراد ،*وقتي براي اولين بار اين تمرين را انجام مي دهند با اعتراض مي گويند كه آنان را در هنگاميكه واقعا مي نوشند به اين مسائل توجه ندارند و به اين ترتيب فقط بلند كردن يك شي و نزديك كردن آن به دهان تقليد مي كنند ، كه البته هدف ما به هيچ وجه چنين نيست . اما در واقع اين طور نيست كه ما به چگونگي بلند كردن فنجان و وزن آن و بوي نوشيدني و …. هرگز توجه نكرده ايم ، بلكه به علت تكرار دايمي اين اعمال به آنها عادت كرده ايم … ولي يك تغيير نگهاني در اين عادت ، مثلا تغير درجه حرارت نوشيدني ، بلافاصله توجه خفته مارا بيدار مي كند .
- اين تمرين را به صورتي ديگر و با مواد ديگري انجام دهيد و هنگام انجام آن به خوبي به جزئيات توجه كنيد . مثلا برداشتن يك قاشق غذاخوري در حالت خالي بودن آن و بعد از آنكه پراز غذا شد . يا احساس وزن تكه ناني كه در دست داريد و …..
رمز موفقفيت در اين قبيل تمرينات صرف وقت به جهت انجام درست و صحيح آنهاست .
- بينايي :
دومين عنصري كه به آن خواهيم پرداخت ، حس بينايي است . اغلب ما هرروز در اطرافمان ( در خانه ،*خيابان ،*محل كار و ….) با پديده هاي متفاوتي روبرو هستيم اما آيا آنها را خوب مي بينيم ؟ يا لزومي براي اينكار احساس نمي كنم ؟
ممكن است پاسخ يك فرد عادي عدم لزوم باشد ،* امابراي يك بازيگر اينگونه نيست ،*چراكه او بايد داراي چشم هاي جستجوگر و حساسي باسد و بيشتر از اينكه پديده هاي اطرافش نگاه كنند آنها را ببيند . كاري كه سايرين در صورتي انجام مي دهند كه پديده قابل توجهي آنهارا جذب كند . بازيگر اتفاقا بايد آن چيزهايي را ببيند و مطالعه كند كه كمتر توجهش را به خود معطوف داشته ، چراكه اغلب ما به واسطه نداشتن شناخت كافي از پديده هاي اطرافمان به آنها توجهي نشان نمي دهيم .
- تمرين
۲) روزنامه اي را مچاله كنيد و سپس آن را در روي يك سطح مثل يك ميز رها كنيد و در همان حال به نحوه از هم بازشدن توجه كنيد به خطوطي كه به روي روزنامه تشكيل شده دقت كنيد .
۳) به رگ وپي يك برگ خشك شده توجه كنيد و آنرا به دقت ارزيابي كنيد .
۵) جلوي آيينه برويد و يك بار ديگر به اعضا صورت خود به دقت بنگريد.
۷) در خياباني كه معمولا مسير شماست قدم بزنيد ، طوريكه براي اولين بار است به آنجا مي رويد ، و به دنبال نشاني مي گرديد آن چيزهايي را كه تا كنون به آنها توجه نداشته ايد ارزيابي كنيد .
۹) به حيوانات گوناگون نگاه كنيد و رفتارشان را با يكديگر بسنجيد .
در پايان متذكر مي شويم كه ده ها و صدها نمونه ديگر را مي توانيد براي خود مثال بزنيد ، آنهارا تجزيه و تحليل كنيد و به ذهن بسپاريد ممارست هايي از اينگونه در تقويت ديد ما نسبت به جهان پيرامونمان بما اين امكان را مي دهد كه حس بينايي خود را احساس كرده و در روي صحنه قادر باشيم به خوبي اشيا پيرامون و هم بازي هاي خودرا ببينيم و نسبت به آنها واكنش هاي دقيق و سريعي انجام دهيم .
- شنوايي :
مادر زندگي واقعي مان نيز همين گونه عمل مي كنيم و با شنيدن از خود واكنش نشان مي دهيم .
- تمرين :
۲) در حاليكه مشغول قدم زدن در يك خيابان شلوغ هستيد بدون آنكه سعي كنيد اطراف خودرا ببينيد ، به صداهاي اطراف خود گوش فرا دهيد .و آنها را مورد بررسي قرار دهيد .
۳) هرروز مدتي را به شنيدن برنامه اي راديويي اختصاص دهيد .۴) به صداي حيوانات مختلف گوش دهيد و تفاوت ميان آنها را در يابيد .
۵) به تمام صداهايي كه در اطرافتان طي روز يا شب پخش است توجه كنيد و حساسيت نشان دهيد .
- بويايي :
با تمرين هايي چون : بو كردن
الف) دود و سوختني
ب)* گل هاي مختلف
پ ) زباله و لجن
ت) عطرهاي گوناگون
ث ) لاشه هاي مختلف
و ……. به كمك حافظه هيجاني و حس خود برويد .
- لامسه :
تمرين :
۲) زير دوش آب ، سرد و گرم قرار گيريد و به قطرات آب كه روي بدنتان مي ريزد توجه كنيد و آنها را حس كنيد .
۳) صبح قبل از خوردن صبحانه و يا وقتي كه خيلي تشنه ايد ، يك ليوان آب بنوشيد و جريان پائين رفتن آنرا در نواحي دهان گلو ، ناي و …. دنبال كنيد ، سعي كنيد با تمام وجود آنرا حس كنيد .در پايان بايد متذكر شد اين دسته از تمرين ها از دو نظر واجد اهميت اند ، يكي اين كه هريك از حواس پنجگانه بازيگر و عكس العملهاي مربوط به آن را تحريك و تقويت مي نمايد . ديگر اينكه به بازيگر كمك مي كنند تا بخش هايي از حواس پنجگانه خودرا كه تا كنون كم كاريابي كار نگه داشته است به كار بياندازد .
تعريف : لال بازي ، اين واژه ممكن است صرفا مترادف با ميم دانست ، ( ( mime ، اما در معنای اصيل و مدرن، نمايشي است رمزي و مناسب كودكان . ابتدا در قرن ۱۸ در انگلستان رواج يافت و تغيير شكلي از ( (harle quinade يا نمايش لال بازي بود .
همه ما در زندگي روزمره بسياري از احساسات و افكارمان را بدون استفاده از كلمات و تنها به وسيله حركات و رفتار يا ميميك چهره و حالت چشمان خود به ديگران منتقل مي كنيم و متقابلا قادريم احساسات و افكار ديگران را از حركات و رفتارشان درك كنيم . گاهي حركتي يا اشاره اي مي تواند دهها كلمه يا جمله را به شيواترين حالت به بيننده منتقل كند . در حاليكه كلام از آن عاجز مي ماند ، پانتوميم به بازيگر اين امكان را مي دهد .
الف) بدنش را بشناسد ، و از امكانات آن به خوبي بهره ببرد .
ب) بازيگر را در فيزيكي كردن احساساتش ياري مي كند .
پ) قوه تخيل و تصور اورا تشديد مي نمايد .
تمرين :
ستون فقرات خودرا مستقيم نگه داريد ، شانه هارا آزاد و بدون خميدگي به جلو يا عقب ، نگه داريد . گردن راحت ودر راستاي ستون فقرات ، چانه صاف ، شكم آزاد ، پاها به اندازه عرض شانه ها باز، بهتر است پاي راست را كمي عقب تر از پاي چپ نگه داريد ، اين حالت به ايجاد تعادل كمك مي كند .
۲) راه رفتن :
بدن همان حالت خودرا حفظ كند،*در هر گام بدن را به بالا بكشيد ، گويي قد مي كشيد . حركت دست هايتان را با رفتار پاهايتان هماهنگ كنيد .
حالت طبيعي دويدن را به خاطر بياوريد و كمي در آن غلو كنيد بدين صورت كه از ناحيه كمر به بالا را به سمت جلو و پاها روبه عقب باشد و در همان حال كه ايستاده ايد با حركت دادن پاها و دست هايتان عمل دويدن را انجام دهيد .
۴) نشستن :
يك صندلي مقابل خود قرار دهيد .روي آن بنشيند به طريقه نشستن و بر خواسته تان دقت كنيد و در حافظه بسپاريد
و اين عمل را بدون صندلي انجام دهيد .
شامل گرفتن دستگيره در ، چرخاندن آن ، بازكردن در به طرف جلو ، رفتن به داخل اتاق ، گرفتن مجدد دستگيره در و بستن آن مي باشد .
۶) بالا و پائين رفتن از پله ها :
به اين ترتيب كه مستقيم بايستيد ، پاي خودرا ستون كنيد و پاي ديگر را به اندازه فاصله يك پله معمولي بالا ببريد و در همان حال بدن خود را به سمت بالا بكشيد و پا را به زمين بگذاريد و اين كار را با پاي ديگر انجام دهيد براي پائين آمدن از پله ها اين عمل را بر عكس انجام دهيد . مي توانيد از دست خود استفاده كنيد و نرده پله هارا بگيريد . در آغاز اين كاررا به نرمي انجام دهيد و بعد سرعت خود را بيشتر كنيد . *
بايستيد دودست خود را به دو طرف نردبان قرار دهيد ، يك پاي خودرا بلند كنيد ( مانند بالا رفتن از پله ها ) و خودرا به سمت بالا بكشيد ، براي پائين آمدن عكس آنرا انجام دهيد .
۸) اعمال ديگري نظير :
نواختن پيانو ، پوست كندن ميوه ، شكستن تخم مرغ ،*خوردن آب ، مسواك زدن و … را با جزئيات تمرين كنيد .
۱۰) ژست و شكل حيوانات مختلف را تقليد نماييد .
الف) گربه در حال گرفتن موش
ب) گربه در حال بازي با كلاف رنج
پ) خرگوش در حال گريز از صياد
ت) راه رفتن يك ببر
ث) پرنده در حال پرواز
و ….
مثلا در حال حركت در فضا و خلا حس كنيد روي كره ماه حركت مي كنيد . بي وزني و حالت هاي دست و پاها و ساير اعضا را تمرين كنيد . تذكر اينكه تمامي حركات پانتوميم را كه تمرين مي كنيد ، سعي كنيد درشت نمايي كنيد و درآن خساست به خرج ندهيد .
استانيلاوسكي درباره تمركز و تعريف آن چنين مي گويد: ” نمي توان انتظار داشت كه بتوانيد تمركز را در چند كلمه موجز و روشن كه براي همه قابل فهم باشد تعريف كنيد . نخست ببينيم اين تمركز چه گونه حالتي است ؟ دروني است يا بيروني ؟ چون مي دانيم كاملا امكان پذير است كه بي حركت بنشينيد و به چيزي خيره شويد ، در حاليكه افكارتان آزادانه ازاين شاخه به آن شاخه بپرد از ماه گربه ای بپرد ….. كه فراموش كرده ايد غذايش را بدهيد . بعد به ژوپيتر ،*سپس دوباره به زمين بازگرديد و بعد فكر قرار ملاقات با دوستتان در ذهنتان جرقه بزند ، بعد باز افكارتان بي هدف در حول و حوش نقشي دور بزند كه دوست داشتيد بازي كنيد . پس نتيجه مي گيريم تمركز يك حالت يا يا بهتر بگوئيم يك عمل دروني است.
تمرینی که استانسیلاوسکی بهترین و آسانترین کاربرروی فکر و انظباط می نامد رادر زیر پی میگیریم :
- همواره توجه داشته باشید بزرگترین رمز موفقیت شما در یک اجرای صحنه ای ” حضور صحنه ای ” شماست که این امکان را می دهد تا خودتان را به جریان اجرا بسپارید .
۲) همان منبع پس از مدتی جا عوض کنید .این بار آنکه مدل بوده آئینه و آنکه آئینه بوده مدل بشوداشکال ساخته شده توسط مدل و آئینه باید عاری از هر گونه احساس و محتوایی باشد و حتی در نهایت می تواند به ساختن اشکالی عمدا بد فرم بیانجامد .
۳) خط مستقیمی را فرض کنید و بر روی آن قدم بزنید ، ودر همان حال قطعه ای شعر یا دیالوگی را با خود تکرار کنید ، بدون آنکه از خط خارج شوید و در حالت های آهسته ، تند و دویدن آنرا تکرار کنید .۴) یک نفر از شما متنی را بخواند و دیگران سعی کنند تا مانع از خواندن او بشوند و او با حفظ تسلط و تحرک خود همچنان متن را بخواند .
۶) عمل بالا را در شب با نگاه کردن به ماه و با ستارگان پی گیری کنید .
- ریتم :
در موسیقی وقتی از ریتم سخن به میان می آید ، منظور وزن و ضرباهنگ ، و در کلام تندی و کندی سخن است .وقتی با خشم با کسی معارضه و مشاجره می کنیم ریتم سخن ما تند است . برعکس وقتی با مهربانی و ملاطفت گفتگو می کنیم ریتم کلام ما کند است . البته این قاعده کلی است و موارد استثنایی نیز پیش می آید .
درادبیات : توصیف طبیعت ، وصف چهره و پیکر و خصال و پیسکولوپی قهرمانان ، تشریح و تحلیل مطالب فلسفی و مانند اینها ، دارای ریتم کند است و در کلام جنبشی وجود ندارد . برعکس در توصیف رزم دو پهلوان و یا در توصیف شکار و هزاران موضوع دیگر کلام پراز حرکت و جنبش است . طبع و خوی بشر چنین می پسندد که روش بیان کلام با جنبش تندتر و بیان سخن بدون جنبش کندتر باشد .
” آیا هرگزپای معرکه یک نقال خبره و زبردست ایستاده اید؟ وقتی قطعه ای از شاهنامه را بیان می کند ، آنجا که سخن اش توصیفی است نقال در یک طرف معرکه ایستاده ، آرام و با صدای بم مطلب را بیان می کند اما همینکه پهلوانی می خواهد پا به رکاب بگذارد ، نقال چوب خود را زیر بغل می زند ، دست به دست می کوبد ، صدا را بالا می برد به در حرکت می افتد ، از این سر به آن سر معرکه می رود و با بیانی تند تر و زنده تر از پیش جنگاوری پهلوان خود را نقل می کند و شنونده گان را مسحور سخن خود می کند . اگر جز این باشد ، شنوندگان ملول و کسل می شنوند و اگر خراب نروند پس از مدتی خمیازه کشیدن از دورو بر معرکه پراکنده می گردند ”
بازیگر باید بیاموزد که همه چیز در عالم دارای ریتم است ، و هر پدیده ای ریتم خاص خود را دارد . پس هرگاه بخواهیم نقشی را ایفا کنیم ، باید خود را درگیر مسئله ریتم آن کنیم مثلا : ریتم حرکتی و گفتاری و درونی و برونی یک فرد ورزشکار را با یک معتاد در نظر بگیریم و آنوقت به تفاوت های ظاهری و باطنی آنها توجه لازم را مبذول داریم . به حتم شاهد تفاوت های فاحشی در این دو پرسناژ خواهید بود . همین طور ریتم موجود دریک قطعه غزل را با یک قطعه شعر حماسی مقایسه کنید در اکثر موارد ریتم ” درونی ” ماست که منجر به ریتم ” برونی ” مان می گردد . این تعریف را می توان در نمود اولیه و بکر آن به کاربست ، چراکه گاهی اوقات ریتم ظاهری ما ریتم درونی مان را مخفی نگه میدارد . و نمود واقعی آنرا آشکار نمی سازد ، به این موقعیت توجه کنید : شما از شخصی خوشتان نمی آید ، اما به دلایلی ( مثلا : کاری ) مجبورید که با آن ارتباطی داشته باشید ، در این جاست که درون شما با برون شما یکی نخواهد شد و خودرا مخفی نگه میدارد و شما علی رغم روی خوشی که نشان می دهید ، اما در درون تان به گونه ای دیگر عمل می کنید .
۱) لیستی از
تمرین
مشاغل را فراهم کنید و انواع ریتم موجود در بین صاحبان این مشاغل را بررسی کنید . ومیزان تنوع آنها را با یکدیگر ( از نظر : حرکت ، بیان ، لحن ، وزن و ….) مقایسه کنید.
۲) به چگونگی ایجاد ریتم حرکتی در اعمال روزانه مان از قبیل : شادی ، خستگی ، غم ، ترس و …. توجه کنید و به ذهن تان بسپارید .
· وظیفه اصلی بازیگر به روی صحنه جذب و جلب تماشاگران به منظور انتقال مفاهیم موجود در نمایش است . واین کار در گرو برخوردار بودن از تکنیک ایجاد ضرب و ریتم در حرکت و بیان است .پایان این بخش را به آموزه استانیسلاوسکی اختصاص می دهیم :
در اعمال جمعی صحنه ای و گفتگو ، در میان تمام آن سر و صداها و تمپ و ریتم های مختلف و متفاوت مجبورید خط سیر سرعت شخصی خودتان را پیدا کنید ، مجزا نمائید ، گروه بندی و هدایت کنید و همچنین اندازه های صدا و اعمال و هیجان های نقشی را هم که اجرا می کنید مستقلا بیابید و جای آن را نیز در مجموع بدانید که کجاست . عادت کنید تا ریتم خودتان رادرمیان آن سر و صدا های درهم و برهم صحنه تشخیص دهید و بیابید و سرعت اندازه های آن را فراموش نکنید و خوب به خاطر بسپارید ”
تجزیه و تحلیل گامی نخستین و زیر بنایی در مرحله آماده سازی نقش است ، و ادامه راهی است که از طریق آن می توان به اعماق نمایشنامه و شخصیت های آن نفوذ کرد و آنها را به صورتی لایه ای بررسی نمود .
- تجزیه و تحلیل – همچون اکتشاف آثار باستانی به چگونگی کشف اثرنویسنده از طریق قسمت های مجزای نمایشنامه و نقش که در حال جان گرفتن هستند کمک می کند . از این رو از اهمیت ویژه و فوق العاده ای برخوردار است .به طور کلی تجزیه و تحلیل در” هنر” رسیدن به ” احساس ” است .
- اهداف تجزیه و تحلیل :
۲) تجسس مواد ( ماتریال ) روانی و غیره که خود در نمایشنامه نهفته است .
۳) تجسس چنین موادی ( ماتریالی ) در وجود هنر پیشه ( تجزیه و تحلیل خود )منظور از مواد که در بالا به آن اشاره شد ، خاطرات زنده هنر پیشه از حواس پنجگانه که از طریق کسب دانستنیها و تجربه هایی که در زندگی بدست آورده محفوظ مانده است .
۴) آماده سازی زمینه جهت ایجاداحساس هنری هم به شیوه آگاهانه و هم به شیوه غریزی۵) تجسس انگیزه های هنری ، که نه تنها شوق و ذوق هنری را شکوفا می کنند ، بلکه موجب ایجاد بخش های جدید و جدیتر زندگی درونی ، که در اولین آشنایی و در اولین قرائت نمایشنامه بلافاصله شکل نگرفته اند ، می شنوند .
در شروع کار بهتر ا ست هنرمند تمام نمایشنامه یا قسمت هایی از آنرا چندین با ربخواند و ضمن خواندن نمایشنامه سعی کند که نقاط مورد نظر و دوست داشتنی را به خاطر بسپارد ، و هر بار چیزهای جالب و جالب تری در آن پیدا کند . ضمن دوباره خوانی ، درباره نقش خود و دیگران و به طور کلی به روی صحنه آوردن آن بیندیشد و در تمام موارد و تمام لحظه های هیجان انگیز حتی المقدور فراموش نکند که باید استقلال هنری خود را حفظ کند ، و از هر گونه زور گویی که باعث پیش داوری می شود بپرهیزد و آزادی هنری خودرا در تمام مواقع حفظ کند .هرشخص بازی دارای یک هدف کلی و اصلی است که بر اساس آن کنش ها و واکنش های خودرا دربرابر افراد و حوادث و شرایط و موقعیت های گوناگون که در مسیر زندگی اش پیش می آید ، و هدف های فرعی یا مقطعی اورا تشکیل می دهند ، تنظیم می نماید .کار هنرپیشه روی نقش در جریان تجسم ، کنستانتین استانیسلاوسکی ، ترجمه مهین اسکوئیبنابراین ضمن جهت گیری نسبت به هدف هر قطعه ، بازیگر باید هدف کلی و نهایی خویش را نیز آگاهانه تعقیب کند .
درک و فهم ( هدف) ، ( مشکلات ) و ( راه حل ) ، تحلیلی کلی از شخصیت نقش بدست می دهد ، اما توجه به عوامل سازنده شخصیت جهت ارائه هرچه صحیح تر و طبیعی تر نقش در رابطه با جزئیات رفتاری او ضروریست .
- شش پیشنهاد به جهت تحلیل و آشنایی با شخصیت :
بیان آن چیزی است که شخصیت خواهان آنست که می تواند مادی یا معنوی باشد .
۲) اراده :
اراده نیروی نسبی شخصیت نسبت به دستیابی امیال شخصی خویش است . که یا آنچنان قوی است که سدی نمی پذیرد . ویا ضعیف است به طوریکه او مجبور به سازش خواهد شد . همانطور که خود مانیز در زندگی روزمره کنشها را با قدرت اراده خود پیش می بریم .
۳) موضع اخلاقی :موضعی است که ارزشهای خاص شخصیت درآن تشکیل می شود و اورا در دست یابی به امیالش تحت الشعاع قرار می دهد . معمولا به شخصیت های شدید ارزشهای نازل اعطا می شود زیرا ، در دیدگاه آنها ، هدف وسیله را توجیه می کند و به شخصیت های خوب ارزشهای عالیه به طوریکه مارا وادار به تحسین می کند
۴) آداب دانی :
آداب دانی بیانگر نمود مادی شخصیت است که شامل : رفتار ظاهریش ، حالات جسمانی و …. که نمودهای ظاهری آنست ، و در واقع سطوح نیروی ظاهری آن را به نمایش می گذارد و هویت اصلی را لزوما آشکار نمی کند .
شدت روحی شخصیت همان حالت جسمی یا بدنی شخصیت – حالت عصبی او – در شروع هر مجموعه از واحد های بهم پیوسته است . مانند : ضربان قلب اش ، تنفس ، حالت عرق ریختنش ، دل آشوب ، مضطرب ، آرام و. … باید آگاهانه بود در نمایشنامه نقطه شروع هر شخصیت از شدت روحی متفاوتی برخوردار است .
۶) صفات خلاصه شده :
شامل کلیه مقولاتی است که با ااده از صفت تلخیص می شود.
مثل : درستکار ، بدکار ، ریاکار ، خسیس ، دست و دل باز ، شجاع ، ترسو و …..
۱) عوامل فیزیکی
۲) عوامل محیطی
۳) عوامل فرهنگی
۱۰) ده پیشنهاد در یک اجرای صحنه ا ی :
۱) حداقل یکم ساعت قبل از شروع اجرا در محل اجرا باشید .
۲) همواره دیالوگ های خودرا با حسی تقریبی مشابه اجرا با خود مرور کنید .۳) از هر عاملی که باعث می شود تا تمرکز شما تضعیف شود دوری کنید .
۵) از بلای خود نمایی روی صحنه پرهیز کنید ، چراکه دائما سوسه اش در بازیگر وجوددارد و خود را با دیگران و گروه همراه سازید .
۷) همواره حضور صحنه ای خود را حفظ کنید و برای رسیدن به آن به خود بگوئید ” تماشاگر الان تورا می نگرد “
۹) در زمانهایی که خارج از صحنه هستید ، دائما به فکر صحنه بعد خود باشید ، واز گفتگوها ، شوخی ها و … بی مورد دیگر بپرهیزید .
فهرست منابع و ماخذ
- کار هنرپیشه روی نقش اثر : کنستانتین استانیسلاوسکی ترجمه : مهین اسکوئی . انتشارات سروش( سه جلدی)- هنر تئاتر عبدالحسین نوشین انتشارات امیرکبیر
- بازی گری شش درس نخستین اثر : بولسلاوسکی ترجمه : ناصر آقایی . انتشارات نمایش
- بازیگر و بدنش اثر : لیتزپسیک ترجمه : ناصر آقایی مدرسه هنر و اذبیات کودکان ونوجوانان
- به سوی تئاتر بی چیز اثر : یژی گروتفسکی ، ترجمه : کیاسا ناظران نشر قطره
- تکنیک بازیگری اثر : استلا آدلر . ترجمه :احمد دمود
- پرورش صدا و بیان هنرپیشه اثر : سییسیلی بری ترجمه و اقتباس محسن یلفانی
- مبانی بازیگری و کارگردانی اثر : تاجبخش فنائیان انتشارات جهاد دانشگاهی
- فرهنگ اصطلاحات تئاتر اثر : همایون نواحمر نشر نقطه